تبليغاتX
سکوت

سکوت

 

 مردگان چه آسوده اند

نه قلبی دارند که عاشق شود  و نه قلبی که بشکند  .....

نه چشمانی که به انتظار کسی باشد و نه شاهد رفتن کسی .....

نه دستی که دستان سرد کسی را بگیرد و نه دستی از دستشان رها شود ....

قلب آنان نمی تپد .....

آنان معنای عشق و نفرت را نمی فهمند ....

آنان فقط آرام در گور خود  خوابیده اند ........

 فقط آنان اند که معنای آرامش را می فهمند ......

آنان چه آسوده اند ........................................

 

+ توسط هیسسسس !!! |


باور نداشتم که تو مرا از یاد خواهی برد ...

باور نداشتم که روزی با دست ها و با رفتارت همه ارزوهایم را به خاک خواهی سپرد ...

باور نداشتم که با تو سر به جنون خواهم برد ...

اما با اینهمه هنوز از ته دل تو را دوست می دارم و به جان می پرستمت ....

باور کن به اخرین دیدار نخواهمت سپرد و باور کن که تو را به اخرین ترانه خواهم برد ...

باور کن خاطر و دوستی و محبت تو را هرگز به خاطره ها نخواهم سپرد ... باور کن تا دوباره نبینمت به خاک جان نخواهم سپرد ...

 

+ توسط هیسسسس !!! |


 

 هيچ كس برای دیدن من نمی آید در انتهای زمان گم شده ام

 و چشمان گریانم ،نابینا گشته است

 هيچ كس دلش برای تنهایی ما نمی سوزد

 هيچ كس برای پرپر شدن شقایق خانه مان اشک نمی ریزد

 هيچ كس سراغ غمگین ترین عشاق دنیا نمی آید

 دلم تنهاست روحم تنهاست

 احساسم شکسته از قلبم خار ج شده و خنجر فرورفته  نمی شود

 هيچ كس نیست که قلبم را با نخ و سوزن محبت بدوزد

 هیچ کس زیر بازوان ناتوانم را نمی گیرد تا زمین نخورم

 هيچ كس سراغ ما را نمی گرد 

  !!! هيچ كس !!!

 

+ توسط هیسسسس !!! |


امروز هم گذشت

 ساکت و بی روح

 نه جنبشی نه حرکتی

  نبودی تا از تو و وجود تو شور زندگی بگيرم

 من بودم و يه دنيا وحشت که از تنهايی نصيبم شده بود

  بغضی نشکسته رو ديدم.

 بغضی  رو که تو سينه جا خوش کرده بودن رو حس کردم

ديگه موندن و غم ديدن جايز نبود .

 پر گشودم در تمام اون روزهايی که به من تعلق داشت .

 و حالا جز مشتی خاکستر از اونها چيزی باقی نمونده

در بين خاکستر های خاموش تو را ديدم . 

 و اون اولين لحضه ای بود که تو را حس کردم.

+ توسط هیسسسس !!! |


 در فراسوی خیال ........

 در میان تنش سرد سکوت .......

 پشت دیوار بلند ...........

احساس توی تاریکی محض .......

 من به دور از همه جا ........

من جدا از همه کس ..........

 غرق در غصه ی تنهایی خویش ........

 ...............  به تو می اندیشیدم !!!!!

 

+ توسط هیسسسس !!! |


 پيوستي به رويا ، به خواب ، به خيال ....

پيوستي به آنچه ديگرتکرارش برايم رنج آور است...


ديگر اين دلخسته را تاب براي زخم زبان نمانده ...

رمقي اگر بود ...

تابي اگر مانده بود..نغمه اي اگردرعمق ناي خسته مانده بود ...

تمام شد ...

همه چيزتمام شدنش را به رخ ديده مي کشيد

ولي

گويي ديده را تاب ديدن نبود ...

اما شنيدن تاب آورد..

.
ديگر بار براي درک واژه ي نبودن ...

نبودنت را با جان مي آميزم و نيستي را درآغوش مي کشم ...

حضورم کم رنگ مي شود و نبودن وجود را در برمي گيرد ...

ديگر نه دستان را توان ...

نه پاها را رمق ...

نه چشمان را تاب ...

نه دل را قرار ...

نه تن را وجود مانده است ديگر هميشه هاي تکرار پايان يافت .. .

ديگر نه آغازي است و نه پاياني ...

که اينجا پايان پايان است ......

F

I

N

I

Sh

 

 

 

 

 

 

+ توسط هیسسسس !!! |


 

 

صدای شکستن قلبت را شنیدم ...

 

چه آرام و غريبانه شكست!!...

 

و تو......

 

و تو تنها به من لبخند زدي.

 

اكنون دير گاهي ست از آن زمان مي گذرد....

 

ولي هنوز.....!!

 

 زخم نگاه تو بر وجودم التيام نيافت.

 

تازه فهميدم.....!!

 

تو به امروز من،خنديده بودي.

 

 

+ توسط هیسسسس !!! |


دیگر به خلوت لحظه‌هایم عاشقانه قدم نمی‌گذاری،
دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی‌بینمت.
سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام .
من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبوررانه گذرنده ای؟!
من نگاه ملتمسم را در این واژه ها  پر کرده ام که شاید ....
دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است.
 و دستهایم بیش از هر زمان دیگر نام تو را قلم می زنند .
و در این سایه سار خیال با زیباترین رنگها چشمهایت را به تصویر می کشم
نگاهت را جادویی می کنم که شاید با دیدن تصویر چشمهایت جادو شوی .
تا به حال نوشته بودم ؟
به گمانم نه !
پس اینبار برایت می نویسم که :
دست نوشته هایت سر خوشی را به قلبم هدیه می کنند .
می‌خواهمت هنوز ؟؟؟
گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در باورهایم ریشه می دواند
اما باز هم در آخرین لحظه تکرار می کنم که حتی اگر چشمانت بیگانه بنگرند.
می‌خوانمت هنوز ، حتی اگر دستانت مرا جستجو نکنند.
هیچ بارانی قادر نخواهد بود تو را از کوچه اندیشه‌هایم بشوید.
و اینها برای یک عمر سرخوش بودن و شیدایی کردند کافی است.

به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که :
دلتنگت شده ام به همین سادگی .

 

 

+ توسط هیسسسس !!! |


 

 

همه چیزم رو از دست دادم ...

عشقمو ....

زندگیمو ...

هستیمو....

وجودمو....

دوست داشتن هام رو ....

..........

دیگه هیچ چیز ازم نمونده .....

من به اخر خط رسیدم.......

دیگه نمی تونم.........

تموم کردم ..............

....................

می خوام به یه جایی برم که هیچ کس نباشه

خودم باشم و بدبختی هام .........

خودم باشم و غصه هام .............

..............................................

چرا قبرم رو پیدا نمی کنم ...........

شاید قسمت من زنده ماندن است.......

نه مردن و خوشبختی.........................

سياهي چیست ؟؟؟؟؟

!!!!!!

For ever

D

I

E

?

?

!

!

 

 

+ توسط هیسسسس !!! |


عاشقی واقعآ بد دردی اونم وقتی که یک طرفه باشه!!!!

خیلی زود آمد و در دلم جای گرفت! اما هیف که همان طور که زود آمد زود نیز رفت.

می خواستمش با تمام وجود می خواستمش

ولی نمی دانست نمی فهمید و شاید نمی خواست بفهمد و

اندازه ی دوست داشتنم را درک کند.

یاد خاطراتمان با هم در آن مدت زمانی که با هم بودیم میفتم و

اشک سراسر چهره ام را همچون جویباری فرا می گرد

دلم می خواست حال نیز پیش من بود و

جای این که با اندوه و تنهایی خاطرات گذشته را یاد آور شوم با او آنها را به یاد می آوردم و به خوشی لحظاتمان می خندیدم و

خدا را شکر می کردم!

اکنون نیز می خواهم برای یک بار هم که شده ببینمش و

به او بگویم که:

((با تمام وجودم می خواهمت.))

 

+ توسط هیسسسس !!! |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سکوت می کنم .......
تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آروزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد ....


صفحه نخست
پست الکترونیک



فريادهاي بي صدا

هفته چهارم شهریور 1387

هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386



همدمان سكوت تاريكم

از عشق تا نفرت
خاطرات فراموش شده
دهكده عشق
روي در روي سياهي
سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد
عشق کلیپ عکس خبر فیلترشکن
عاشقانه ي رها پاييزان
****Only Kamran & Hooman****
وطندار(پسرک افغان)
حرف های یک دل
˙·▪•●ღآتشکده عشق و معراج عشقღ●•▪·˙
بر باد رفته
چشمهای بارانی
ستاره هاي بي نشان
تا می تونی حال دنیا رو ببر
عشق همیشگی تویی
اوای قو
تنهاترین تنها
..::v´¯) Heart Galaxy´¯) کهکشان دل::..
مرداب زندگي
مرهم قلب شکسته
HeartSore
عکسهای هندی و عربی وخارجی و ایرانی وترکی
روياي خيس يك مرد باروني
قلبهاي عاشق
عروس شهر افتاب
خودم و تنهايي خودم
خلوتگه سیاه وحشی
تک...درخت....تنها
ღღღ دنیای سنگی ღღღ
دلکــــــــــــــده
چکاوک خسته
ديوونه عشق
مسافر عشق
گل بارون زده...دختر بابا(خدا)
«---- (¯`.ღمغلوب عشقღ.´¯) « ~~~~>
(¯`v´¯)...Ř@P995™...(¯`v´¯)
سوداي دل
سبحان
(¯`v´¯).::خانوم گل ღღعشقی جون::.(¯`v´¯)
به نام خدای من / الهی به امیدتو
اراجيف ياسي و باران
دل گرفته
بي تو اما براي تو
دوست دارم تا هميشه
پرستوی مهاجر
تانفس باقیست اینجاانتظارت میکشم
دست نوشته های این دل 2
نوشته طنز
مهربان ترین همــــدم من باش
هفت خط ( یک استقلالی )
باغ اسمونی


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS