|
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشاییت مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشا کن دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال من همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها فقط اسمی به جا مانده از انچه بودم و هستم دلم چون دفتر خالی قلم خشکیده در دستم گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم به در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند شگفتا از عزیزانی که هم اواز من بودند به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند + توسط هیسسسس !!! |
مرگ تو چشمانم را بست همانگونه که عشق تو عقلم را. صدامو می شنوی؟ آره با توام ! با خودِ خودت ببین راستی با گوشِ سالمت حرفامو گوش بده آخه می خوام یه چیزی بگم که تا حالا نشنیدی آماده ای ؟ مطمئن باشم ؟ می خوام بگــــــــــم اندازه تموم دنیا .......... آخی حتماً منتظری بگم دوست دارم حتماً منتظری بگم عاشقتم حتماً منتظری مثل همیشه بگم می خوامت حتماً منتظری مثل همیشه بگم برام عزیزترینی حتماً .... نه ایندفعه رو کور خوندی می خوام بگم ازت متنفرم می خوام بگم ازت بدم میاد می خوام بگم برای همیشه فراموشت کردم می خوام برم زندگی کنم اونم برای خودم نه برای تو نمی خوام دیگه اسمت رو هم بشنوم برو دیگه سراغمم نیا فهمیدی؟ برو.......... راستی اینم بگم فقط بهم یاد دادی که ... عشق چیه عاشقی کدومه ؟ اینا همه کشکه خوب حرفام تموم شد برو دیگه حوصلتو ندارم ایندفعه برعکس همیشه که هیچوقت نمی گفتیم خداحافظ من سنت شکنی می کنم و می گم برای همیشه خداحافظ + توسط هیسسسس !!! |
|