|
امروز هم گذشت ساکت و بی روح نه جنبشی نه حرکتی نبودی تا از تو و وجود تو شور زندگی بگيرم من بودم و يه دنيا وحشت که از تنهايی نصيبم شده بود بغضی نشکسته رو ديدم. بغضی رو که تو سينه جا خوش کرده بودن رو حس کردم ديگه موندن و غم ديدن جايز نبود . پر گشودم در تمام اون روزهايی که به من تعلق داشت . و حالا جز مشتی خاکستر از اونها چيزی باقی نمونده در بين خاکستر های خاموش تو را ديدم . و اون اولين لحضه ای بود که تو را حس کردم. + توسط هیسسسس !!! |
|