|
خسته ام...خیلی خسته بیشتر از اون چیزی که بتونی درکش کنی خسته ام ...خیلی خسته از خودم ..از این زندگی ...از دنیا...از همه چیز می خوام گریه کنم برای خودم .... برای همه ی اون کسایی که یه روزی از خودمم بیشتر دوسشون داشتم تازگی ها از خودم متنفر شدم دوست دارم سر به تنم نباشه خنده داره ... اره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟ خیلی جالبه که کسی از خودش بدش بیاد..؟؟!! متنفرم.... از اون کسایی که همیشه دوسشون داشتم ...اما اونا من و حتی به اندازه ی نوک سوزنم دوست نداشتن از اون کسایی که حاضر بودم جونمو براشون بدم..اما اونا به من خیلی بد کردن حاضر شدم براشون از همه چیزم بگذرم ...اما اونا برای بالا کشیدن خودشون حاضر شدن منو خورد کنن حاضر شدن غرورم و زیر پاهاشون خورد کنن وقتی فکر می کنم شک می کنم به این که تا حالا شده کسی یکی رو از ته قلبش دوست داشته باشه.. شک می کنم به این که کسی هست که معنی یه دوست داشتن پاک... یه عشق واقعه ای رو بدونه؟؟!! تو زندگی و رویاهای من که تا حالا کسی نبوده که معنی دوست داشتن و بدونه؟؟؟؟ وقتی فکر می کنم شک می کنم به این که کسی هست تو این دنیا که من و دوست داشته باشه؟؟ یا این که من براش مهم باشم؟؟؟؟؟ یا فقط ... + توسط هیسسسس !!! |
|