دلم تنگ است از اين دنياي بي آبان دلم تنگ است
از اين فرداي بي سامان
از اين فرمان بي پايان
از اين بغض به درد آلود
به من واگو كه اين سوزان طنين ، گرماي بي رنگ است
دلم تنگ است از اين ارواح بي وجدان دلم تنگ است
از اين سوداي خوش الوان
از اين آه ِ هوس آلود
از اين چشمان بي پرده
به من واگو كه باران ، پاك و بي رنگ است
دلم تنگ است ز دانايان بي باران دلم تنگ است
نگو از سوزش ساغر شكن با من
نگو از تيغ ذهن آلود جلاد خيال انگيز
نگو از خشكي لبهاي بي همدم
نگو از هجرت سرد پدر با من
به من واگو كه آن تار ترك خورده ، شباهنگ است
دلم تنگ است از اين دنياي بي آبان دلم تنگ است........